-
-
در کنار این حجم از فشار و غم، برای ویراستار پروکسی میفرستم و نگرانم که اگر اینترنت قطع شود، کار نخوابد
#روزگارما -
جنگ جهاني اول جهانی در آستانه اتمام بود که در دل شبی تاریک و هولناک سه سوار ترسناک که هر کدام شمشیر و شلاقی به بر داشتند به آرامی از دیوارهای شهر عبور کردند و به آن وارد شدند. یک سوار نامش قحطی، دیگری آنفلوانزای اسپانیایی و آخری وبا بود.##تهران##روزگارما#
-
غم دردلم نشسته، روحم زدردشکسته، بغضی گلویم بسته، اماامیدنورسته!
#روزگارما -
#روزگارما سرکاری، خسته و گرمازده، فکر خنکی سایه تورا میکشونه طرف خونه میری تا لحظه ای خنک بشی و برگردی، بعد از تلاش و کار زیاد وقتی یک دفعه بیحرکت میشی تمام ماهیچه هات انگار مورمور میشه، یواش یواش بدنت خنک میشه، خلاصه خسته و گرمازده وارد میشی، سایه است، هنوز خستهایPrikaži ovu nit -
هفته پیش هم یک برنامه ایرانی دیدم به اسم: Marketing’s got talent.
#روزگارماPrikaži ovu nit -
یکی پیام داده میگه مدیرعامل «سیلیکون علی» هستم. تا کجا باید خندید؟
#روزگارماPrikaži ovu nit -
-
پایان این رابطه غمگین بود ما اشتباهی آرزو کردیم!
#مهدی_ایوبی#روزگارما#مملکتروهوا -
کی میگیره فراش باشی کی میکشه قصاب باشی کی میپزه آشپز باشی کی میخوره حكيم باشی .
#روزگارما -
-
و این بود که از شهر رفتیم غارنشینی، پس ماشینت رو چیکار کردی؟ فروختم ذغال خریدم تا توی غار نقاشی کنم
#روزگارما -
معصوميت از دست رفته...
#روزگارما
Čini se da učitavanje traje već neko vrijeme.
Twitter je možda preopterećen ili ima kratkotrajnih poteškoća u radu. Pokušajte ponovno ili potražite dodatne informacije u odjeljku Status Twittera.