Profile_bird

Hey there! aplachino is using Twitter.

Twitter is a free service that lets you keep in touch with people through the exchange of quick, frequent answers to one simple question: What's happening? Join today to start receiving aplachino's tweets.

Already using Twitter
from your phone? Click here.

aplachino

  1. رفتیم همبرگر بخوریم، بعدم بریم کلاس برنامه نویسی با استاد صالحی جیگگرررررر کلی بحث سیاسی دروکنیم. میر حسین یادت نره.
  2. گشنمه. سلف هم تعطیل شده رفته پی انتخابات :) ما چی بخوریم امروز آخه نامردااااااااا من سلف میخوام یالا. من نهار میخوااااام
  3. تو خوابگاه داشتیم مناظره را با دوستام میدیدیم. با دیدن اون صحنه(انگشت تو بینی) از احمدی نژاد همه یه صدا فحش میدادن
  4. نصر من الله و فتح القریب..... مرگ بر این دولت مردم فریب
  5. بی نزاکت ترین مرد دنیا. دیشب با وقاحت تموم دست به داخل بینی کرده و همون طور که مشغول بودن ،آمار و ارقام برای مردم میخوندن حالم به هم خورد.
  6. چه کرد دیشب این رضایییییییی. به خدا اگه سید نبود من که رضایی را عشق بودم
  7. هر شبی یه نمودار چرند میارن با خودشون. همشون دزدند.دزدهای آزادی ما
  8. حسابی از تب های مسخره ی انتخاباتی داغ کردم.حسابییییییی
  9. نوروز امسال هم تموم شد. ب هسلامتی. به من که د عین سادگی خیلی خوش گذشت
  10. نوروز قشنگیه. دوست داشتنیه. کیلو کیلو آجیل میخورم. سرما خوردم دارم خفه میشم. کتاب میخونم و فیلم می بینم. ویر نوردی با شتر هم جزء برناممه.
  11. گوشم خوب شد. با یه شستشوی جانانه همه چی برگشت سر جاش. حالا تا دلتون بخواد موزارت گوش میکنم
  12. گوش چپم کرشده. به دلایلی بی دلیل شنوایی گوش چپم را به کل از دست دادم و امروز روز چهارمی بود که 1 گوشی به زندگی ادامه دادم.صدا ها نامفهوم اند
  13. اپراتور وبلاگم(بلگفا)خرابه و هفته هاست نتونستم آپ دیتش کنم. یه عالمه حرف نگفته دارم و دلی پر و گوشهاییی نا شنوا اطارفم
  14. دلم برای خونه تنگ شده. برای خونه تکونی تنگ شده. برای خیابونهای امن شهرم تنگ شده. برای نگاه های پاک و معصومانه ی مردم شهرم تنگ شده
  15. غروبه. بغض کردم از ظهر. کلاسم را دو در کردم و حالا پشیمونم. دختر احمق مگه مرض داشتی نرفتی سر کلاس استاد به اون ماهی؟!!!!
  16. اولین گام های زندگی جدید. امشب به قولی دارم جهازم را آماده می کنم. منتها جهاز زندگی خوابگاهی را
  17. دارم با کله میرم تو سرنوشت. همچین قلمبه ها!!!! :)
  18. قبول کردن این که زین پس باید مستقل تر از قبل زندگی کنم خیلی سخته.یه جورایی می ترسم ...
  19. the lif is goooooooooooooooood.
  20. IT یزد قبول شدم